صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است ::: اگر غفلت نهان در سنگ خارا میکند مارا جوانمردست درد عشق، پیدا میکند مارا ::: دیده از اشک و دل از داغ و لب از آه پُر است عشق در هر گذری، رنگ دگر میریزد ::: هوای فتح توام بود و تار و مار شدم .. ::: در مهر تفاوت نکند بعد مسافت ::: ﺗﻤﺎﻡِ ﺗﺮﺱ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺭﺧﺴﺎﺭِ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ … ::: هراس از دست دادنت لیوانیست که ناگهان از دست میافتد ::: هیچچیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند و فکر میکنم که
برچسب:
نویسنده: زهرا جعفری
تاريخ: شنبه
1 مهر
1402 ساعت: 20:05